این کالا را به دوستان خود معرفی کنید.
در جنگلی قدیمی و تاریک، پوشیده از ریشههای درهم تنیدهی درختان، تولهگرگی دوستداشتنی، اما خجالتی به نام پنجهنقلی زندگی میکرد. او بعضی وقتها از تاریکی شب میترسید، اما بازیکردن را هم خیلی دوست داشت. شبی از شبها وقتی پنجهنقلی داشت بازی میکرد و فقط 10 دقیقه تا وقت خواب مانده بود، ناگهان چیزی از جلوی چشمش رد شد...
| سری کتاب | کتاب های کودک |
| قطع کتاب | خشتی بزرگ |
| نوع چاپ | چهار رنگ |
| تاریخ چاپ | 1404 |