این کالا را به دوستان خود معرفی کنید.
وقتی به کلاس شمشیر بازی میرسیم، مامان و آسیه چهره ی ناراحت من را میبینند.
مجبور میشوم راستش را به آنها بگویم: اگر وقتی همه من را نگاه میکنند، نتوانم کارم را انجام بدهم چی؟
مامان میگوید نگران نباش شجاعت به موقع سراغ تو خواهد آمد مثل آسیه که شجاعت را به دست آورد.
| سری کتاب | کتاب های کودک |
| قطع کتاب | رحلی |
| نوع چاپ | چهار رنگ |
| تاریخ چاپ | 1404 |